توفقط مال منی....
چند روز پیش بعد از کلاس فوتبال ، من و آبتین با هم رفتیم تا برای مرغای عشقش یه سری وسیله بخریم .وقتی اومدیم تو ماشین آبتین میگه : مامان نسیم ، مامانا برا بچه ها لباس می بافن و پدرا لباس می خرن. اما تو هم برای من لباس می بافی و هم می خری چون تو هم پدر منی هم مادرمی
بعدشم کلی منو بوس کرده.
اون لحظه نمی دونستم چی بگم . خیلی ذوق داشتم از اینهمه تحلیل و نتیجه گیری و فهم یه بچه پنج ساله و متاثر و متاسف که حیف این بچه ....
امیدوارم واقعا بتونم برات هم مادر خوبی باشم و هم پدر خوبی عزیز دلم

و بعد هم با هم آهنگ "تو فقط عشق منی " رو گوش دادیم و بلند بلند خوندیم
تو فقط مال منی
تو فرشته ی دوست داشتنی
نمی تونی بد بشی
تویی که ماه منی
تو فقط حق منی
تویی که شیشه ی عمر منی
نمی تونی بشکنی
تو خودت جون منی
چقدر عاشقتم تموم دنیامی
تو همون ستاره ی شرقی شب هامی
چقدر عاشق اون رنگ چشماتم
باهام حرف بزن من عاشق حرفاتم
چقدر عاشقتم تموم دنیامی
تو همون ستاره ی شرقی شب هامی
چقدر عاشق اون رنگ چشماتم
باهام حرف بزن من عاشق حرفاتم
وجودت گرمه مثل آتیشه
دلت جنس شیشه
دیگه بی تو نمیشه
حالا دیگه وقتشه
دل من و تو ما بشه
پیشم باشی همیشه


توفقط مال منی....
